اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
250
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
كسى كه به عمان آمد مالك بن فهم بن غنم بن دوس بن عدثان بن عبد الله بن زهران ابن كعب بن حارث بن كعب بن عبد الله بن مالك بن نصر بن ازد ، بود و زنى از عبد القيس گرفت كه از او چند فرزند داشت . گويند مالك بدست كوچكترين فرزندانش كه در نگهدارى شتران پدر همراه او بود كشته شد . مالك برخاست و در ميان شتران مىگشت ، در اين حال پسرش سر بلند كرد و پدر را دزدى پنداشت پس تيرى به دو انداخت و او را كشت ، مادر اين پسر را سليمه مىگفتند . [ 1 ] گويند مالك در اين حال گفت : اعلمه الرماية كل يوم فلما اشتد ساعده رمانى » هر روز به او تير اندازى آموختم و چون بازويش محكم شد مرا بتير زد . « سپس بعد از مالك بن فهم جماعتى از تيره هاى ازد - كه از آنها است : ربيعه و عمران پسران عمرو بن عدى بن حارثة بن عمرو بن عامر يعنى بارق [ 2 ] و غالب و يشكر بن قيس بن صعب بن دهمان و قومى از عامر و قومى از حواله - [ 3 ] به عمان رفتند و از آنجا در بحرين و هجر پراكنده شدند . از قبيله ازد ، » جدره « در زمين تهامه بودند . اينان از فرزندان عمرو بن خزيمة بن جعثمة بن يشكر بن مبشر بن صعب بن دهمان بن نصر بن زهران ابن كعب بن حارث بن كعب بن مالك بن نصر بن ازد ، مىباشند و چون عمرو [ 4 ]
--> [ 1 ] حمزه اصفهانى دو شعر نقل كرده و شعر اول اين است : » سليمه كه خدا جزاى خيرش ندهد مرا پاداش داد ، بد پاداشى به من داد . « ظاهر عبارت يعقوبى اين است كه اين شعر را هم نقل كرده باشد . اين شعر صريح است و حمزه نيز تصريح دارد كه سليمه نام پسر بود ( تاريخ حمزه ص 64 ) . [ 2 ] بنو عدى بن حارثه را » بارق « مىگفتند ( سيره ابن هشام ص 116 ج 1 ) . [ 3 ] بنو حواله بطنى از قبيله » هنو بن ازد « از قحطانيهاند ( معجم قبايل العرب ج 1 ص 315 ) . [ 4 ] عامر بن عمرو براى كعبه ديوارى ساخت پس او را جادر و اولاد او را جدره گفتند ( سيره ابن هشام ج 1 ص 117 ) .